1

ساديسم و مازوخيسم

اسکيزوفرنيا و پارانويا

و بشر جهان سوم که تمامي اينهاست

و بشر جوامع صنعتي که البته قرصهايش را مرتب مي‌خورد.

2

روزي از روي کوهي

سنگي غلتيد و روي شهري ايستاد

 

از آن پس در تمام شهرهاي کره‌ي زمين

نهادها و تاسيسات (( مقابله با سنگهاي غول‌پيکر غلتان )) پديد آمد.

3

دل خوش کنيد

به قلعه‌هاي شني و ديوارهايتان

اما همه چيز به موجها بستگي دارد

4

به اتاقم که آمدم

آنها را ديدم

که از پنجره‌ام

              دريا را مي‌نگرند

5

امشب با بادبانها و ملاحان پر هياهويم

در خون خود غوطه‌ور مي‌شوم.

سپيده‌دمان

شعري سروده مي‌شود

6

به شکل پسر بچه‎ای

در خيابانهاي شهر قدم مي‌زدم

مسواک مي‌زدم و گريه مي‌کردم

و حس مي‌کردم

خداي ما آدمها نظامي سنگدلی است