این که از راز حرفی نمی‌زنم

این که از راز حرفی نمی‌زنم

 

بیدار می‌شود لحظه‌ای              بزرگ مثل ک...خر

تدابیر ایمنی و سلاحهای تدافعی

 

هر شعر

انگشتنمایم می‌کنم

نزد آن رازی که حرفی نمی‌زنم

 

بازجو اعماقت را

در چشمهای من...!!!

باز شو    تمامش کن

حرفهای بزرگی بزن      ادعا!

تهدیدم بکن               به قتل!

من که حرفی نمی‎زنم!